عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

146

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

كه در تشريقات آمده است را در ديگر نوشته‌هاى كاشاني مىتوان يافت . امّا در مقابل آن يك نسخه‌اى كه به رؤيت كتابشناس بزرگ مرحوم طهراني رسيده است ، در چند نسخه ديگر ، اين رساله صريحا به نام كاشاني خوانده شده است . امّا جز اين اسنادها ، رونويسگرى ذوقمند كه جامع الرّسائلى از نوشته‌هاى كاشاني را براي خود ساخته ، در پايان همين تشريقات چنين مىآورد : تمّت الرّسالة . . . وهذه الرسالة المباركة مع سائر الرسالات والفوائد المتقدّمة عليها بالترتيب في هذا المجلّد - عربيّة أو فارسيّة - من مصنّفات الشيخ العارف المحقق الكامل المكمّل العلّامة الرّبانى كمال الحقّ والدّين عبد الرزّاق الكاشاني - قدس اللّه روحه وأفاض على السالكين بركة فتوحه - . . . » « 1 » . متأسّفانه در سراسر متن ، هيچ قرينه‌اى كه ولو بتقريب حوزهء زماني پيدايش آن را مشخص سازد نمىتوان يافت ، هر چند در يك موضع از آن ، از « پادشاه وقت . . . خلّد اللّه ملكه كه همه را از روى اعتقاد ، تعظيم وتوقير أو فروتر از مرتبهء أنبياء وأولياء وبرتر از جميع مراتب مردم بجان ودل واجب » سخن بميان آمده است ، امّا ابهام در كيستى اين پادشاه نيز مانع از سود بخشي آن در بازگشودن مشكل ماست . به هر حال بر أساس آنچه گذشت مىتوان اين رساله را از كاشاني دانست . درونمايهء تشريقات كاشاني در اين رساله ، نخست به علّت ايجاد أعيان وأكوان - كه از منظر أو همچون ديگر عارفان ، اظهار جمال جميل مطلق است - اشاره مىكند وبه خاصيّت آيينگى هر يك در مقابل بهره‌اى از آن جمال ونقص آنان در نمودن كمال كامل تنبّه ميدهد . آنگاه به اجمال ، به توان نوع انسان در خلافت وپذيرفتن تمامى آن كمالات وبه تفضيل خلاصهء اين نوع يعنى نفس محمّدى ( ص ) اشاره مىكند واز مهجورى اين خليفه كه حاصل آمده از فرو افتادن در دامن علائق مادي است سخن بميان مىآورد وسرانجام به بيان داروى اين مهجورى مىپردازد ومثلث توحيد وعدل ومحبّت را با اشاره‌اى گذرا به مستندش

--> ( 1 ) . دربارهء اين نسخه پس از اين توضيحي خواهيم داشت .